بسم الله الرحمن الرحیم
روز بیست وششم ماه محرّم الحرام:
۱٫شهادت علی بن الحسن المثلث
در سال ۱۴۶ ه علی بن حسن بن حسن بن حسن بن علی علیه السلام در سن ۴۵ سالگی در زندان منصور _که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد _در حال سجده و در حالی که غل وزنجیر بر دست و پایش بود ، به شهادت رسید.۱
۱٫ الوقایع و الحوادث :ج۴ص۲۸۷٫ منتهی الآمال :ج۲ ص۳۷٫مستدرک سفینة البحار:ج۵ ص۲۱۸٫
روز بیست و هشتم ماه محرّم الحرام:
حذیقه از بزرگان اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و از خواص اصحاب امیر المؤمنین علیه السلام بود.پدر حذیقه در جنگ احد اشتباها به وسیله مسلمانان کشته شد.
حذیقه یکی از هفت نفری بود که که بر صدیقه طاهره سلام الله علیها نماز خواندند. اوصحابه منافق را می شناخت.منافقینی که پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را چیدند ومی خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهی که از کوه می گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط کندو به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارک نبوی رساند.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم چون به محل مرد نظر رسیدند، منافقین با چهره های بسته هر کدام ظرفی که داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد وفریاد ونعره زدن کردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیقه هم در کنار آن حضرت بود وسر انجام نقشه آن کوردلان نقش بر آب شد.
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آن منافقین را به حذیقه معرفی فرمودند که عبارت بودند از اولی و دومی سومی و ابو عبیده و معاذ بن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعدبن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسی اشعری و مغیرةبن شعبه و ابوهریره،و حذیقه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود که غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیقه می ترسیدند که مبادا آنان را به مردم معرفی کند.
لذا حذیقه بر جنازه هرکس حاضر نمی شد دیگران می فهمیدند که میت از منافقین بوده است. نکته جالب آنجا بود که دومی برای سرپوش گذاشتن برنفاق خویش و تبرئه خود از حذیقه می پرسید:”اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم.”۱
این بزرگوار چهل روز پس از خلافت امیر المؤمنین در مدائن از دنیا رحلت فرمود.۲او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت کرد که همیشه ملازم امیر المؤمنین علیه السلام باشند وایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.
۲٫ تبعید امام جواد علیه السلام به بغداد
در سال ۲۲۰ه امام جوادعلیه السلام به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند.۳
۳٫ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به بعلبک
بنابر نقلی ورود اسرای اهل بیت علیهم السلام به شهر بعلبک و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شکر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است،که حضرت ام کلثوم علیها السلام با دیدن این منظره در حق آنان نفرین کردند.۴
۱٫ منتهی الآمال :ج۱ص۱۲۰ . اسد الغابة:ج۱ص۳۹۱٫
۲٫ مستدرک سفینة البحار :ج۵ ص۲۱۲٫ الوقایع الحوادث:ج۴ص۳۰۸٫ مراقد المعارف:ج۱ص۲۴۲٫
۳٫ ارشاد :ج۲ص۲۹۵٫
۴٫ قلائد النحور :ج محرم وصفر ،ص۳۳۲٫
روز بیست و نهم ماه محرّم الحرام:
۱٫ رسیدن کاروان اسرا ی اهل بیت علیهم السلام به شام
در این روز اسرای اهل بیت علیهم السلام به حوالی شام رسیدند .ابراهیم بن طلحةبن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین علیه السلام نزدیک شد ،و کینه هایی که از جنگ جمل در سینه ذخیره کرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت:دیدی غلبه با کیست؟حضرت فرمودند :اگر می خواهی بدانی غالب کیست صبر کن تا هنگام نماز اذان واقامه بگو ،آن وقت میدانی آوازه چه کسی تا قیامت باقی است.۱
۱٫قلائد النحور:ج محرم وصفر،ص ۳۳۶
تتمۀ ماه محرّم الحرام:
۱٫نوشتن صحیفه ملعونه
در این ماه در سال ۱۱ه صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید. ۱ محتوای آن چنین بود که نگذارند خلافت وامامت مسلمین بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به علی بن ابیطالب علیه السلام برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه های غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممکن را فراهم نمودند.با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم وستم به اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند،که به فرموده امام صادق علیه السلام “اذا کتب الکتاب قتل الحسین علیه السلام” ۲:”هنگامی که صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین علیه السلام به شهادت رسید.”
۲٫ وفات ماری قبطیه در ماه محرم سال ۱۵ ه (یا ۱۶ه)ماریه قبطیه رحلت فرمود.۳
ماریه دختر شمعون قبطی بود که همراه با خواهرش شیرین ویک خواجه که برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و دراز گوشی به نام یعفور و قاطری به نام دلدل ، در سال هفتم از سوی پادشاه اسکندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده شدپیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ماریه را به همسری خود برگزید ، و در محله “عالیه-”که آن را مشربه ام ابراهیم “ می گویند - منزل برای آن حضرت تهیه کرد و خداوند جناب ابراهیم علیه السلام را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به خاطر ولادت ابراهیم علیه السلام بسیار اظهار سرور می فرمود و به آنان خدمت می نمود،و به دین جهت عایشه از حضرت امیر المؤمنینعلیه السلام بسیارناراحت و ملول بود .۴از عایشه نقل شده که گفت“من به ماریه حسد می بردم ، چون زنی بسیار زیبا بود.”سرانجام این حسادت باعث شد که تهمتی به جناب ماریه زد و آِیه ای در تقبیح این کار عایشه نازل شد، که در تفاسیر شیعه و سنی به تفضیل توضیح داده شده است. جناب ماری بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه طیبه رحلت فرمود.
۱٫ بحار الانوار :ج۲۸ ص۱۰۴٫
۲٫ بحار الانوار :ج۲۴ ص۳۳۶ ،ج۲۸ص۱۲۳،ج۳۱ ص ۶۳۵٫ تفسیر نور الثقلین:ج۴ ص۶۱۶٫ تآویل الآیات :ج۲ص ۶۷۲٫
۳٫ریاحین الشریعه :ج۲ ص ۳۴۲٫ البدایه و النهایه :ج۵ص ۳۲۶٫ ۴٫ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید:ج۹ص۱۹۵٫
۵٫٫ریاحین الشریعه :ج۲ ص ۳۴۲٫الطبقات الکبری:ج۸ ص ۲۱۳٫ الاصابة:ص۳۱۱
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
برچسب:
نویسنده: رادین رستمیان